تبلیغات
دارکنس امپایر - مطالب داستان

داستان قسمت 1

دوشنبه 5 تیر 1396 07:42 ب.ظ

نویسنده: اپل وایت
موضوع: داستان ?
سوزان تیک به خونه برگشت رفت توی اتاقش عمه شارلوت گقت:الان چه وقت خوابه میخوایم دزدی کنیم سوزان گفت:نه عمه من نمی یام عمه شارلوت گفت: خفه شو باید بیای 
سوزان و کیتی از همه دیر تر اومدن 
کیتی گفت: کی حاضره 
سوزان گفت :تو  خاله کیت گفت:بسه برین نقش گدا گشنه ها رو دربیارین 
رفتن جلوی بانک حواسشون رو پرت کردن خاله کیت رفت و دوربین مخفی رو خاموش کرد
رفت پول رو ورداشت همه مرده بودن به مخفی گاه دررو بستیم
10 سال بعد
سوزان بدون هیچ صروصدایی رفت کیتی هم بدون سوتی  رفت توی یه مدرسه ای کیتی گفت:پخ



دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: دوشنبه 5 تیر 1396 07:52 ب.ظ

داستان مرگ سانست شیمر

یکشنبه 17 اردیبهشت 1396 03:40 ب.ظ

نویسنده: اپل وایت
موضوع: داستان ?
سلام براتون یه داستان توپ 4 قسمتی اوردم
راجع مرگ سانست شیمره 
خب خلاصه : پرنسس لونا سانست شیمرو میکشه
وبعد با نیکولاس واید دست به یکی میکنن که برن تو دنیای خودشون ولی کاری به کار پونی ها نداشته باشن





دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: یکشنبه 17 اردیبهشت 1396 03:46 ب.ظ

کابوس خون اشام پونی

شنبه 19 فروردین 1396 08:03 ب.ظ

نویسنده: اپل وایت
موضوع: داستان ?
کینگ سامبرا وارد میشود

وقت مرگت رسیده سلستیا 

برو گمشو
و کینگ سامبرا نابود شد
یه صدای ندایی شنیده شد
صدای دختر کینگ سامبرا بود
زمانی که قرص ماه کامل شه کینگ سامبرا ضاهر میشه

سلستیا تو چجور پونی هستی
لونا لونا لونا
چیه اجی
هیچی
فردا غروب
توایلایت
بله پرنسس
به کمکت نیاز دارم

زمان مرگه
فردا
هورااااااااااااااااااااا کینگ سامبرا نیست
بقیه رو فردا میزارم


دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: شنبه 19 فروردین 1396 09:12 ب.ظ



]