دارکنس امپایر سلام اینجا دارکنس امپایره جایی که من توش داستانامو مینویسم ^-^ اینجا قبلا شهر پونی های کریستالی بوده ولی حالا تغییر کرده من اینجا همه نوع داستان مینویسم امیدوارم از همشون لذت ببرین tag:http://crystalland.mihanblog.com 2018-11-20T16:14:08+01:00 mihanblog.com رویاهای گذشته قسمت سیزدهم 2018-08-26T11:13:47+01:00 2018-08-26T11:13:47+01:00 tag:http://crystalland.mihanblog.com/post/194 princess black dahlia دارکنس لایت _ لاپس؟ لاپس کجایی؟؟_پیداش نکردین؟؟ _ نه معلوم نیست کجا رفته همه دنبال پیدا کردن اون بچهه لاپس بودن ولی من از جام تکون نمیخوردم،چرا باید برام مهم باشه؟ اون دوست من نیستالان صبح شده بود و اونا از دیشب دنبالش بودن ، برادر رزهارت که اسمش سان لایت بود با بقیه مردم قبیله دنبالش میگشتن_ هی، تو گم و گورش کردی که هیچ تکونی نمیخوری؟؟به سمت صدا نگاه کردم،فلوری لایف بوددارکنس لایت: برای هزارمین بار،من نمیدونم اون بچه کجا رفته خواب بودم فلور:هه تو و خواب؟ عجیبه!چشامو تو کاسه چرخوندم رومو یه سمت دارکنس لایت
_ لاپس؟ لاپس کجایی؟؟
_پیداش نکردین؟؟
_ نه معلوم نیست کجا رفته
همه دنبال پیدا کردن اون بچهه لاپس بودن ولی من از جام تکون نمیخوردم،چرا باید برام مهم باشه؟ اون دوست من نیست
الان صبح شده بود و اونا از دیشب دنبالش بودن ، برادر رزهارت که اسمش سان لایت بود با بقیه مردم قبیله دنبالش میگشتن
_ هی، تو گم و گورش کردی که هیچ تکونی نمیخوری؟؟
به سمت صدا نگاه کردم،فلوری لایف بود
دارکنس لایت: برای هزارمین بار،من نمیدونم اون بچه کجا رفته خواب بودم
فلور:هه تو و خواب؟ عجیبه!
چشامو تو کاسه چرخوندم رومو یه سمت دیگه کردم و هیچی نگفتم،قطعا باور نمیکنه تقصیر من نیست، اگه بدونم کار کیه...
_هی رز چرا اینقدر مضطربی؟
به اون سمت نگاه کردم
رزهارت ترسیده بود،انگار روح یا چیزی دیده از دیروز همینطوری بود منم فقط یه سوال تو سرم میچرخیده که چرا؟؟
رز: ه..هیچی... فقط برای لاپس نگرانم امیدوارم گیر حیوونا تو جنگل نیفتاده باشه
شاین: نه بابا اون نیم وجبی از پس خودش برمیاد
رز: ا..اره...فکر...فکر کنم حق با توعه
خب حالا این دختر مشکوک میزنه اون ماجراشم دیگه بدتر
_دوستان مشکلی پیش اومده؟
اونسمتو نگاه کردم که یه پونی الیکورن که بدنش بنفش بود  موهاشم سرمه ای و چشماشم مشکی بودن رو دیدم ، دوتا سرباز هم جفتش بودن
رز: کریستی نایت!
و پرید بقلش :دلم برات تنگ شده بود
اون دختر که اسمش کریستی نایت بود بهش نگاهی کرد و اونم بقلش کرد :منم همینطور ...چی شد که بعد سالها از اکواستریا برگشتی؟
رز: خب با چند نفر همسفر شدم
و به ما نگاه کرد
کریستی: اوه...شما اکواستریایی هستید؟
دارکنس لایت: من نع..اون دوتا رو حساب کن
رز: معرفی میکنم فلوری لایف ، شاینینگ دارک و دارکنس لایت
کریستی: سه پونی از نژاد تاریکی؟ خب منکه مشکلی نمیبینم میتونید بیاین
رز: و....
کریستی نایت بهش نگاه کرد : کسه دیگه ای هم هست؟
رز: لاپس لازلی.....ام...البته تو این اسم رو نمیشناسی....پرنسس کریس بلوم
به وضوح معلوم بود که تعجب کرد
کریستی: کریس بلوم؟؟ اونم باهاتون بوده؟؟؟
رز سرش رو به علامت مثبت تکون داد
شاین: شما لاپس رو میشناسین؟ یا..همون کریس بلوم که گفتین
کریستی: اون در اصل اسمش کریس بلومه و یک شاهزادست چون مادرش دختر دایی من به حساب میاد
ما ستا به هم نگاه کردیم
فلور: خب چرا باید از ما اینو مخفی کنه؟
کریستی: خب...داستانی داره برا خودش..شما دنبال من بیاین اینجور مستقیم به گولدن لند میریم
جادوشرو فعال کرد که یک پورتال روبه رومون باز شد
هممون وارد اون پورتال شدیم
به محض خروجمون دیدیم که ظاهرمون عوض شده
فلوری لایف چشم هاش بنفش براق شده بود و موهاش طلایی و بدنش سفید ، منم بدنم روشنتر و موهام براق و چشم هام هم ابی ، شاین هم حالت موهاش فرق کرده بودن و چشم هاش بیشتر میدرخشید ، رز هارت موهاش قرمز و پوستش کرمی شده بود و موهاش هم بلند شده بودن ، کریستی نایت هم بدنش کرمی و موهاش طلایی شده بودن و چشم هاش هم ابی
فلور: چه اتفاقی برامون افتاده؟؟
رز: گولدن لند چهره واقعیمونو نشون میده
فلور: ی..یعنی من در اصل این شکلی هستم؟
کریستی : بله همتون در اصل این شکلی هستید و این ظاهر درون و واقعیتونه ، اگه هم بد بودید من با یه نگاه میفهمیدم چون پرنسس طلایی میتونه وجود های تاریکو ببینه
شاین: وایسا وایسا وایسا...تو گفتی پرنسس طلایی؟؟؟
کریستی یه نگاه بهش کرد : درسته.من می امورا کلودی کیت مجیک فلای هستم...البته کریستی نایت اسمی بود که خالم روم گذاشته بود که بعد از پرنسس شدن شدم کیتی، خب..دهناتونو ببندین
ما دهنای باز شدمونو بستیم
رز: اگه یکی باشه که بتونه تو ردیابی کمک کنه بریتمیه
کیتی: خب بهتره معطل نکنیم و...
هنوز حرفش رو تمام نکرده بود که یه پیگاسوس قشنگ از جلوش رد شد جوری که موهای همشون به سمت راست کشیده شد
اون پونی تو هوا وایساد: هنوزم کندیا کیتی
کیتی: شرمنده استادم خوب نبوده   
_ عه پس اینجوریاس؟؟ حالا من شدم پونی بده؟
فرود اومد رو زمین
_ چرمینگ ملودیسو که میشناسم اونام باید دارکی و فلوری و شاینی باشن
ما ستا به هم نگاه کردیم
شاین: فکر کنم امروز باید زیادی جا بخوریم
_ چیز عجیبی که نیست باد بهم همه چیزو گفت تازه گفت اون کریس بلوم وروجک باهاتون بوده یهو لولو اومده خوردش هوووووو
رز: ام...مری اونا چیزی...
_ اره بابا اکواستریایی ها کلا خلن البته بماند باحالم دارن ولی به پای من نمیرسن ولی بزارین معرفی کنم بنده مری هستم محافظ عنصر باد همینطور سریعترین پیگاسوس تو ارتوسکاریا! اها یجورایی هم دختر دخترخاله بزرگه این زردک هم میشم
کیتی: اولا من زردک نیستم دوما تو خیلی پرحرفی سوما زود باشین به من نگاه نکنین شما که پرنسس توایلایت اسپارکلو دارین من براتون عجیبم؟؟
 شاین: ام....پرنسس؟؟
کیتی: ببینم تو دقیقا از کجای اکواستریا اومدی؟؟
شاین: خب....راستش...
************
کیتی: و اونها هم میخوان همه چیزو درست کنن
پرنسس ملودی لایت و شاینی لایت نگاهی به هم کردن
شاینی لایت: که اینطور..
ملودی لایت: الان از ما کمکی بر میاد؟؟
شاین: نمیتونین زمانو درست کنین؟؟
دو پرنسس نگاهی به هم کردند و یهو زدن زیر خنده
فلور: العان چی خنده داره؟
شاینی لایت:هههه.... شما از ما میخواین که بمیرین!!؟؟
دارکنس لایت: منظورتون چیه که بمیریم؟؟؟
ملودی لایت: یعنی که وقتی زمان درست بشه شما که بوجود اومده زمان جدید هستین باهاش از بین میرین!
کیتی: خواهر اینقدر نترسونشون یه راهی هست
همه به کیتی نگاه کردن
کیتی: میتونیم از کایتلین کمک بگیریم
دوتا پرنسس اخم کردن
رز(اروم): کیتی...اونو خودت تبعیدش کردی...
کیتی: اره میدونم ولی اون دیگه تو تبعید نیست بلکه ازاده و میتونه....
ملودی لایت: چه تضمینی برا این داری که ملکه زمان کمکت کنه؟؟
کیتی: چون اون خواهرمه!

ادامه دارد.....

]]>
رویاهای گذشته قسمت دوازدهم 2018-07-22T11:18:54+01:00 2018-07-22T11:18:54+01:00 tag:http://crystalland.mihanblog.com/post/193 princess black dahlia ببخشید چند روز بود که نزاشته بودمش درگیر یه داستان دیگه بودم که میخوام بعد از این بنویسمش البته گفته بودم که رویاهای گذشته سه فصل هست ولی از اونجا که داستان های هر کدوم جداست و فقط به هم کمی مربوط میشه میخوام بعد از تمام شدن رویاهای گذشته این داستان جدیدو بنویسم که به نظر خودم خیلی قشنگه و امیدوارم شما هم خوشتون بیاد خب اینم از قسمت دوازدهم رویاهای گذشته ادامه مطلب
ببخشید چند روز بود که نزاشته بودمش درگیر یه داستان دیگه بودم که میخوام بعد از این بنویسمش البته گفته بودم که رویاهای گذشته سه فصل هست ولی از اونجا که داستان های هر کدوم جداست و فقط به هم کمی مربوط میشه میخوام بعد از تمام شدن رویاهای گذشته این داستان جدیدو بنویسم که به نظر خودم خیلی قشنگه و امیدوارم شما هم خوشتون بیاد 
خب اینم از قسمت دوازدهم رویاهای گذشته ادامه مطلب
]]>
رویاهای گذشته قسمت یازدهم 2018-07-11T08:44:47+01:00 2018-07-11T08:44:47+01:00 tag:http://crystalland.mihanblog.com/post/192 princess black dahlia سلام دوستان اینم از ادامه داستانببخشید میدونم باید دیروز میدادم ولی ندادم چون به لطف این کیبوردمون که هی گیر میکنه نتونستم بنویسمش میدونم کوتاهه ولی همینم به زور نوشتم خب داستان ادامه مطلبه منتظر چی هستین؟ سلام دوستان اینم از ادامه داستان
ببخشید میدونم باید دیروز میدادم ولی ندادم چون به لطف این کیبوردمون که هی گیر میکنه نتونستم بنویسمش میدونم کوتاهه ولی همینم به زور نوشتم 
خب داستان ادامه مطلبه منتظر چی هستین؟











]]>
تغییر 2018-07-08T18:00:53+01:00 2018-07-08T18:00:53+01:00 tag:http://crystalland.mihanblog.com/post/191 princess black dahlia خب دوستان همونطور که دیدید یه تغییراتی توی وب اینجاد کردم و قراره بیشتر هم بشهمطالب قبلیو پاک نمیکنم میزارم بمونه ولی مطالب اصلی دیگه از اینجا شروع میشه که مربوط به داستاناستاول از همه از رویاهای گذشته شروع میکنم میخوام تا جایی که میتونم ادامش بدم و بعد از تمام شدنش برم سراغ نوشتن داستانای دیگه

خب دوستان همونطور که دیدید یه تغییراتی توی وب اینجاد کردم و قراره بیشتر هم بشه
مطالب قبلیو پاک نمیکنم میزارم بمونه ولی مطالب اصلی دیگه از اینجا شروع میشه که مربوط به داستاناست
اول از همه از رویاهای گذشته شروع میکنم میخوام تا جایی که میتونم ادامش بدم و بعد از تمام شدنش برم سراغ نوشتن داستانای دیگه

]]>
نتیجه نظرسنجی مهم 2018-07-08T15:21:46+01:00 2018-07-08T15:21:46+01:00 tag:http://crystalland.mihanblog.com/post/189 princess black dahlia خب نتیجه نظر سنجی که حسابی رو مخم بود ولی باید بگمشخصا شاخ در اوردم از نتیجهاصلا لحظه اول فقط همینجوری نگاش میکردم که یهو چی شد !؟ولی انگار داستانی کردن وب بیشتر رای اورد...خب پس باید وبو یکم تغییرش بدم و نوشتنو ادامه بدم خب نتیجه نظر سنجی که حسابی رو مخم بود ولی باید بگم
شخصا شاخ در اوردم از نتیجه




اصلا لحظه اول فقط همینجوری نگاش میکردم که یهو چی شد !؟
ولی انگار داستانی کردن وب بیشتر رای اورد...خب پس باید وبو یکم تغییرش بدم و نوشتنو ادامه بدم
]]>
نتیجه نظرسنجی 5 2018-06-30T17:30:26+01:00 2018-06-30T17:30:26+01:00 tag:http://crystalland.mihanblog.com/post/188 princess black dahlia اینم پنجمین نظر سنجی که مرتبط با داستان بود و...چشمم روشن شخصیتای اصلی فصل بعد باید اینقدر کم نظر بگیرن=| ؟؟خب از اونجا هم که بیشتریا کم نظر گرفتن منم نمیگم اون شخصیتا کی هستن و اینکه دوستان منم پرنسس لونا رو دوست دارم ول خدایی هیچکدوم از بقیه شخصیتارو دوست نداشتین؟؟ حالا خوبه رزهارت نظر جمع کرده برا خودش ولی فکر کنم طرفداراش وقتی بفهمن در واقع موضوعش چیه شاخ دربیرننه نه نه اشتباه نکنین شخصیت منفی نیست ولی فقط خودش نیست و بیشتر شخصیتا زندگیه مخصوص خودشونو داشتن که البته تو اینم پنجمین نظر سنجی که مرتبط با داستان بود و...چشمم روشن 











شخصیتای اصلی فصل بعد باید اینقدر کم نظر بگیرن=| ؟؟
خب از اونجا هم که بیشتریا کم نظر گرفتن منم نمیگم اون شخصیتا کی هستن 
و اینکه دوستان منم پرنسس لونا رو دوست دارم ول خدایی هیچکدوم از بقیه شخصیتارو دوست نداشتین؟؟ 
حالا خوبه رزهارت نظر جمع کرده برا خودش ولی فکر کنم طرفداراش وقتی بفهمن در واقع موضوعش چیه شاخ دربیرن
نه نه نه اشتباه نکنین شخصیت منفی نیست 
ولی فقط خودش نیست و بیشتر شخصیتا زندگیه مخصوص خودشونو داشتن که البته تو توضیحاتشون ننوشتم شرمنده

]]>
برگشتم (مهم) 2018-06-30T16:53:24+01:00 2018-06-30T16:53:24+01:00 tag:http://crystalland.mihanblog.com/post/187 princess black dahlia سلام دوستان......من برگشتمالبته میدونم مدت خیلی زیادی نبودم یک سال چیز کمی نیستمن نهم بودم نهمم که میدونید دیگه بعدش باید انتخواب رشته کنید و خلاصه بگم اینده ادم وابسته به همین رشته ایه که انتخوابش میکنه ولی فعلا تموم شد امتحانمو دادم کارنامم رو هم گرفتم فقط مونده رشتمو اعلام کنن خب از بحث درسو مدرسه که بگذریم میرسیم به وبلاگاینجا میشه گفت دیگه سه سالش شده منم سه ساله که اومدم تو نت ...تو این سه سال چیزای زیادی یاد گرفتم ولی تو این یه سال یخورده کد نویسی که بلد بودم هم از سرم پرید...خب اون سلام دوستان......من برگشتم
البته میدونم مدت خیلی زیادی نبودم یک سال چیز کمی نیست
من نهم بودم نهمم که میدونید دیگه بعدش باید انتخواب رشته کنید و خلاصه بگم اینده ادم وابسته به همین رشته ایه که انتخوابش میکنه ولی فعلا تموم شد امتحانمو دادم کارنامم رو هم گرفتم فقط مونده رشتمو اعلام کنن 
خب از بحث درسو مدرسه که بگذریم میرسیم به وبلاگ
اینجا میشه گفت دیگه سه سالش شده منم سه ساله که اومدم تو نت ...تو این سه سال چیزای زیادی یاد گرفتم ولی تو این یه سال یخورده کد نویسی که بلد بودم هم از سرم پرید...خب اون موقع لپتابم سوخت و نمیشد درستش کرد منم که تا یه مدت عزا گرفته بودم چون همه عکسام و به خصوص بیس هام پاک شدن....من با همون حالت هیچی نداشتم بزارم وبلاگ و با پاک شدن اونا دیگه کلا هیچی نداشتم وضعم یجوری بود که تا یه مدت نمیزاشتم کسی نزدیک لپتاب بره شاید یه فرجی شد و درست شد 
که البته هیچوقت چنین اتفاقی نیوفتاد و اونا رفتن لپتابو درست کردن منم پناه بردم به کامپیوتر و ادیت کردن...
بعد چند ماه بالاخره تونستم بیس هامرو برگردونم ولی وبلاگ نویسیو نه
تو اون مدتم رفتم تو تلگرام و الانم بعد یه سال برگشتم ولی هنوزم داستان مینویسم و ..به نظرم یکم بهتر شده نسبت به قبل و همینطور ادیت کردنم

( راستی اینجوری نگام نکنین وصیت نامه وبلاگو نمینویسم)

خب بحث داستان شد...من داستانو نوشتم این اواخر ولی به دلایل مختلف پاک میشد
منم اعصابم خورد شد بود و گفتم شاید اینو نباید ادامه بدم...چون به فکرم اومد که داستانو تا سه فصل ادامه بدم هر فصلم ماجراهایی داره که به بقیه فصلا مرتبطه که با این پاک شدنا دیگه ننوشتم
ولی چون داستان نویسی رو دوست دارم میخوام نظر بدین که چکار کنم
این داستانو ادامه بدم؟
یه داستان دیگه بنویسم؟
کلا داستان ننویسم

و اگه هم قرار بر داستان نوشتن شد تصمیم دارم اینجارو یه وب داستانی کنم و توش داستانامو بنویسم 

خب منتظر نظراتون هستم 
]]>
A changeling can change 2018-05-18T17:27:21+01:00 2018-05-18T17:27:21+01:00 tag:http://crystalland.mihanblog.com/post/186 dark nightmares !!!!It's soooooo great[http://www.aparat.com/v/bEuev] !!!!It's soooooo great

[http://www.aparat.com/v/bEuev]
]]>
عکسای سانست 2018-03-29T07:43:58+01:00 2018-03-29T07:43:58+01:00 tag:http://crystalland.mihanblog.com/post/185 Kiana ANIME برین ادامه^-^ برین ادامه^-^ ]]> فن آرتای توایلایت 2018-03-22T10:26:22+01:00 2018-03-22T10:26:22+01:00 tag:http://crystalland.mihanblog.com/post/181 Kiana ANIME سلام به عنوان اولین پستم فن آرتای توای رو آوردم.برا دیدنشون برین ادامه. سلام به عنوان اولین پستم فن آرتای توای رو آوردم.
برا دیدنشون برین ادامه.
]]>
سلام^_^ 2018-03-22T09:42:33+01:00 2018-03-22T09:42:33+01:00 tag:http://crystalland.mihanblog.com/post/180 Kiana ANIME سلامنویسنده ی جدید هستم.از رینبولایت هم ممنونم منو نویسنده کرد.امیدوارم از من راضی باشین. سلام
نویسنده ی جدید هستم.
از رینبولایت هم ممنونم منو نویسنده کرد.
امیدوارم از من راضی باشین.
]]>
سگ گمشده اگر پیدا کردید با http://pony-sp.mihanblog.com/post/5465 تماس بگیرید 2018-01-13T17:31:00+01:00 2018-01-13T17:31:00+01:00 tag:http://crystalland.mihanblog.com/post/179 dark nightmares منبع: pony-sp.mihanblog.com دوستان... حال من امروز خیلی بده خیلی... منم نمیتونم درست حرف بزنم... دیشب توی پارک ملت گم شد... هر کدوم از حیوونایی که دوسشون دارم... گم میشن درست مثل گربم که اسمش پوپو بود... این اسمش میکیه... خیلی کوچیکه... چشمای درشت و موهای سفید داره دیشب انقدر گریه کردم همین الانش دستام داره میلرزه... دوستان خواهش میکنم ...... منبع: pony-sp.mihanblog.com

دوستان...

حال من امروز خیلی بده خیلی...

منم نمیتونم درست حرف بزنم...

دیشب توی پارک ملت گم شد...

هر کدوم از حیوونایی که دوسشون دارم...

گم میشن درست مثل گربم که اسمش پوپو بود...

این اسمش میکیه...

خیلی کوچیکه...

چشمای درشت و موهای سفید داره

دیشب انقدر گریه کردم

همین الانش دستام داره میلرزه...

دوستان خواهش میکنم ......

P30up

نشر بدید و تو وبلاگ و ایسنتا و.. بزارین تروجون هرکیو دوست دارین...

]]>
سلام العلیکم و رحمت الله و برکااااتو. 2018-01-09T21:27:36+01:00 2018-01-09T21:27:36+01:00 tag:http://crystalland.mihanblog.com/post/178 dark nightmares  سلام خدمت همه بیکارای عزیز. بنده فردا امتحان جغرافیا نوبت دارم و هنوز هم کپهٔ مرگم رو نزاشتم:| بیخی بابا تازه پنج ساعت درس خوندم ولی چه خوندنی! همش هواسم به گروه دوبلاژمون(مجیکال ویدیو) بود. خو حالا کی آنلاینه؟ اوه اوه بابام بیدار شد! برم سعی میکنم برگردم راستی مودممون هنوز شارژ نداره بابام ساعت ده نت رو روشن کرد یادش رفت خاموشش کنه که الان دارم. فعلا بای!  سلام خدمت همه بیکارای عزیز. بنده فردا امتحان جغرافیا نوبت دارم و هنوز هم کپهٔ مرگم رو نزاشتم:| بیخی بابا تازه پنج ساعت درس خوندم ولی چه خوندنی! همش هواسم به گروه دوبلاژمون(مجیکال ویدیو) بود. خو حالا کی آنلاینه؟ اوه اوه بابام بیدار شد! برم سعی میکنم برگردم راستی مودممون هنوز شارژ نداره بابام ساعت ده نت رو روشن کرد یادش رفت خاموشش کنه که الان دارم. فعلا بای!]]> اومدم... 2017-12-01T17:20:33+01:00 2017-12-01T17:20:33+01:00 tag:http://crystalland.mihanblog.com/post/177 dark nightmares اومدم با اومدم/ با صد هزار ناز اومد/ با یه سوپرایز اومدم!!! سلاااممممم. یه سوپرایز اندرویدی اومدم دانلود کنید بعد نظرتون رو بگید فقط خدا شانس بده اندروید من پایین بود:/                   ((لینک دانلود))هههه ضد حال! میهن مشکله داره لینک واژش و کادرش غیر فعاله لینک رو دستی میدم :https://yekupload.ir/Pat/Wooden_Toaster_-_Rainbow_Factory_[The_Living_Tombs.mp3.apk اومدم با اومدم/ با صد هزار ناز اومد/ با یه سوپرایز اومدم!!! 
سلاااممممم. یه سوپرایز اندرویدی اومدم دانلود کنید بعد نظرتون رو بگید فقط خدا شانس بده اندروید من پایین بود:/
 

                  ((لینک دانلود))


























































































































































































هههه ضد حال! میهن مشکله داره لینک واژش و کادرش غیر فعاله لینک رو دستی میدم :
https://yekupload.ir/Pat/Wooden_Toaster_-_Rainbow_Factory_[The_Living_Tombs.mp3.apk

]]>
فعلا دارم میرم 2017-09-14T04:18:29+01:00 2017-09-14T04:18:29+01:00 tag:http://crystalland.mihanblog.com/post/176 ‪dark nightmares  با سلام. من هک شدم و وبلاگ هام به کلی از بین رفته. واسه همینم قبل از اینکه بیاد پست های اینجام رو هم پاک کنه یا به کسی چیزی بگه انصراف میدم. ولی بازم برمیگردم تا اینجا نویسنده باشم وقتی از هک در اومدم  با سلام. من هک شدم و وبلاگ هام به کلی از بین رفته. واسه همینم قبل از اینکه بیاد پست های اینجام رو هم پاک کنه یا به کسی چیزی بگه انصراف میدم. ولی بازم برمیگردم تا اینجا نویسنده باشم وقتی از هک در اومدم]]>